أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
229
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
و معجم المصطلحات العلمية ، ص 93 ( 134 ) 84 / 4 : رعاد - به معناى لرزه آور و رعدت آور است . اين ماهى را « سمكة الرعد » نيز گويند . و ماهى برقى همان است . در تعريف آن گويند : ماهيى است كه چون در دام افتد هر كس دست به دام گيرد دچار لرزش شود تا دست خويش بر دارد يا آن ماهى از دام در افتد . در نهاية الارب ( ج 10 ، ص 313 - 314 ) گويد : « رعاد در نيل مصر است و نشنيدم كه در ديگر جاى باشد . » ليكن در تحفة الالباب غرناطى است كه در درياى روم ماهيى است به نام رعاد . و اين ماهى با همان خواص ، در نيل مصر نيز يافت شود . تحفه ص 101 . در المعجم الزوولوجي الحديث ( فرهنگ حيوان شناسى نوين ) ، ج 3 ، ص 426 ، گويد : جزء دستهء دوم ماهيها ( ماهيهاى غضروفى ) ذكر شده است . نيز گفته شده از قديمترين ماهيهاى شناخته شده كه از فسيلها بر آنها استدلال شده است ، نمونهاى كوسه و خفاش بحر و رعاد است . نيز : نسخهء عكسى ( ورق 132 ب ) . و متن چاپى ابن فقيه ، ص 67 و در اينجا ذكر كوهى نيز آمده است با چنين خاصيتى . نيز : النيل ، اميل لودويك . نيز : ماهى شناسى و شيلات ، ج 1 ، ص 148 به بعد ، تيرهء Torpedinidae ماهى الكتريكى . ( 135 ) 84 / 4 : اسقنقور - سقنقور به لغت رومى جانورى است شبيه به سوسمار ، گويند گزنده است . و بيشتر از كنار رود نيل آورند . فرانسوى Scinque سقنقس « 1 » ( با فتح اول و دوم و سكون سوم و ضم قاف دوم ) به معناى سقنقور است . و آن جانورى باشد مانند سوسمار ، هم در آب و هم در خشكى زندگى تواند كرد . و آن را از كنار درياى نيل آورند و قوت باه دهد . و گويند اين لغت رومى است . ريگزاده به معنى ماهى سقنقور است و آن جانورى است شبيه به ماهى و پيوسته در ريگ مىباشد . ورل ماهى ( بر وزن سحر گاهى ) جانورى است شبيه به سوسمار ، هم در آب و هم در خشكى مىباشد ، آن را به رومى سقنقور خوانند . ورل جانورى است شبيه به سقنقور و تفرقه ميان آنها به آن است كه . . . رك : برهان و حاشيه ، ذيل سقنقور و ورل و . . . و منتهى الارب و عقار ، ص 129 و دزى ، ج 2 ، ص 797 و لغت نامه ، ذيل اسقنقور ، و نهاية الارب ، ج 10 ، ص 315 . ( 136 ) 84 / 5 : موزون و مسير - ظاهرا مقصود از موزون آن است كه يك دست و يك رنك باشد در
--> ( 1 ) - مصحب « سقيقس » يونانى - برهان و حاشيه .